|
|
|
|
|
ديشب دو سه ساعتي درگير ترجمه ي غزل شماره ي هژده شكسپير بودم. اين براي آزمون است چون هنوز اختلاف نظر هست كه غزل شكسپيري را به صورت غزل ترجمه كنيم كه ذوق ايراني راحت تر بپذيرد يا ساختار رباعي، رباعي، رباعي، مثنوي را به كار بگيريم كه مثل ساختار شكسپير باشد. در اين مورد خودم هم دلآرام (مطمئن) نيستم. فعلا اين نمونه را به صورت غزل كار كردم. در ضمن می دانید که summer را در این غزل به بهار ترجمه می کنند چون تابستان انگلیس مثل بهار ایران است. اين دو بيت هم براي شكسپير خودمان: دوش گفتم به شكسپير، عزيز! خواهم اکنونت پنجه ای فكنم. گفت: كودك نه وقت بازي توست، رو كه پشتت به خاك مينزنم. --------------------------------------------- ?Shall I compare thee to a summer's day غزل شماره ي هژده: مانندهات كنم به يكي روز نوبهار؟ زيباتري به ناز و دلانگيزتر، چو نار توفان به لرزه آورد آن غنچههاي ناز وين عهد با بهار، چه كوتاه چون شرار. گاهی شراره می زند آن چشم آسمان گاهي فكنده بر رخِ زرينه پود و تار گاهي بپژمرد گل رخسار هر جمال از دور روزگار و يا بخت سازگار! اما بهار روي تو هرگز نپژمرد نيزت جمال و روي نريزد به سنگ و خار مرگ گزافگوي نگويد به سايهسارشْ بودي چو بيندت به چنين بيت ماندگار تا ديده باز بيند و تا هر نفس دمد بس دير مانَد اين و دهد جانْت بيشمار.
ترجمه ي : داود خزايي |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 11:18 توسط رفيق فردوسي
|
|
||
|
|
|
|
|
از مهر یکی از دوستانُ شعر "خوان هشتم" اخوان را دوباره خواني كردم و همين جا پشت مانيتور اين سطرها را نوشتم، به ياد روزگار جواني و شادابي درخت زندگاني كه شب و روز كتابهاي اخوان را مي خواندم. اين هم هديه زادروز من -نه آبان- به دوستان.
پيشتر زينها خوانده بودم شعر را آري ليك ديگر بار رستم ديرينه با من بود آخ با من بود بيست سالي پيش از اين آري از "زمستان" تا "اوستا" را چون كتابي بهر بالين باز مي خواندم "چاووشي" را، آن "شكار" سخت زيبا را. "لحظه ي ديدار" را با "قاصدك" نيز آن دو تن "ركشا" آن كبوترها كه مرد صبحدم با اشنوش بر لب در "طلوع" بامدادش، جَلد، در هوا مي كرد در "حياط كوچك پاييز در زندان"، آري آري آن خراساني آنكه خود را سومين سوشيانت مي ناميد. آنكه با بهزاد كرمانشاه، چون دو بادامي به هم در پوست مرد مردستان شعرستان اين آزادبوم ايران. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 20:46 توسط رفيق فردوسي
|
|
||